ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
افتادم.
که لوکا دستمو گرفت و منو کشید بالا
من:ب بر بریم پایین
لوکا:عزیزم یکم دیگه صبر کن
من:ن نه بریم پا پایین
تو بغل لوکا بودم. حالت تهوع داشتم. نمی دونستم باید چه جوری برم پایین چشمامو رو هم گذاشتم. یکم که حالم بهتر شد بعد از چند دقیقه دیدم رو برج تنها ام. مگه من چه قدر اونجا بودم؟ بلند شدم و رفتم پایین دیدم کت و لوکا دارن با هم می جنگن
سر کت خونی بود دست لوکا هم خونی بود.
من:بببببسسسسسس ککککنننننننیییییینننننننننن دددددییییووووووونننننننننهههههه ههههههاااااااا
کت:مای یعنی چی مرینت عزیزم چی شده؟
اینو که گفت همینطور عین وحشی ها دویدم به سمت پارک تا اعصابم آروم بشه که جلوم
ناتانیل سبز شد
ناتانیل:سلام مرینت
من:سلام ناتی اینجا چی کار می کنی؟
پایان پارت
خیلی سخته که مامان و بابات میرن توی بخش کرونا؟؟
چطوری تنها خونه می مانی؟
امیدوارم که کرونا زود تر تمام بشه
و مامان و بابات برگردن خونه
آره میرن تو بخش کرونا
من و داداشم از صبح ساعت ۷ تا سه چهار نصفه شب تنهاییم
سکته نزدیم خدا رحم کرده
ممنون
خدا کنه زودتر تموم بشه
مگه خودت گوشی نداری
نه
بزار دیگه از صبح هیچی نذاشتی
بعدی رو سریع بزار
الان نمی تونم نظر بالا یا پایینتو بخون
پارت 29رو کی می زاری؟
من مامان بابام هر دو توی بخش کرونا کار می کنن این روزا کمتر خونه هستن حالا هردو می رن قبلا فقط یه نفرشون می رفت نمی دونم کی می تونم
پارت 29رو پاک کردی؟
آره مسخره شده بود دوباره می نویسمش
پارت بعد لطفا
چشم
قول دادی بودی امروز تا پارت ۳۲ بزاری ولی تا ۲۸ گذاشتی



دلی قشنگ بود این پارتش
ببخشید گوشی دم دستم نبود براتون بزارم
خیلی کوتاه بود.
پارت بعدی رو کی می زاری؟
تا 11 صبح میزارم
پارت بعدی هم بزار
چشم