Miraculous lady bug and cat noir

خبرهای جالب و جدید از فصل های جدید میراکلس . عکس و فیلم های جذاب از میراکلس . مطلب ها و خبرهای مهم از میراکلس

Miraculous lady bug and cat noir

خبرهای جالب و جدید از فصل های جدید میراکلس . عکس و فیلم های جذاب از میراکلس . مطلب ها و خبرهای مهم از میراکلس

تولد مصیبت بار پارت بیستم(L)

اینم از مزخرف ترین پارت و اعصاب خورد کن ترین پارت

برو بخونش

 

 من:آدرین نرو منم مرینت دوپنچنگ دوستت نامزدت اومده بودی خونه ما

یه جرقه دیگه

عشقم مرینت کاگامی نامزد

آدرین:متاسفم کاگامی نامزد بوده

گابریل:بله درسته پسرم بیا بریم دنبال نامزدت

:یه عکس از خودمو آدرین بهش نشون دادم

من:اینو نگا کن

جرقه دیگر

مرینت مرینت مرینت مرینت

آدرین:ببخشید منو با کس دیگه ای اشتباه گرفتین متاسفم

(تریشی:سرکار گذاشتی مردم رو ها)

من:آدرین آدرین آدرین

گابریل:خانم محترم از پسر من دور شو اون یه بار بست نبود؟

من:نرو نرو نرو نرو

آدرین و گابریل رفتن پیش کاگامی

از زبون آدرین:

من:سلام عزیزم

کاگامی:مگه تو با اون دختره نکبت نبودی؟ حالا من شدم عزیزت؟

من:نه تو همیشه عزیز من بودی نامزد قشنگم

کاگامی:آقای آگراست آدرین مشکلی پیدا کرده؟

من:نه عزیزم بشین تا با هم در مورد زندگی آیندمون حرف بزنیم

این حرفو که زدم برقی توی چشمای کاگامی دیدم. از همیشه بیشتر عاشقش شدم. عجب انتخابی کردم یه دختر اشراف زاده مثل خودم. زیبا و باوقار. اونم مثل من توی شمشیر بازی مهارت خوبی داشت. ما دو تا خیلی به هم میومدیم.

کاگامی:اوه بله بیا با بحث خونه شروع کنیم

من:عزیزم من 5 تا ویلا تو 5 نقطه مختلف جهان دارم تو لب تر کن تا بریم همونجا

کاگامی:ولی من می خوام اینجا پیش مادرم باشم

من:مشکلی نیست عزیزم من 6 تا خونه بزرگ هم توی فرانسه دارم

کاگامی:خب ماشین چه طور؟

من:حرفشم نزن یه ستختمون 2 طبقه پر ماشین دارم هر کدومو خواستی مال تو

گابریل:خب من باید برم تو عروسم حرفاتون رو تموم کنین

کاگامی:چی شد؟ چرا دوباره عاشقم شدی؟(مگه تا حالا عاشقش بودی؟)

آدرین:من همیشه عاشقت بودم عزیزم

از زبون مرینت:

دلم می خواست خودمو تیکه پاره کنم. کاگامی نامزد نامزد من. آخه چرا؟ چرا من؟ چرا همه ی این بدبختی ها باید سر من خراب بشه؟

مامان:عزیزم لوکا اومده دیدنت بگم بیاد بالا؟

من:نهههههههههههههه نهههههههههههههههههه نمی خوام هیچ موجود چندشی به نام پسر دور و برم باشه بگو اگه می خوای به پیوند اعضا متصل بشی بیاد بالا

مامان:لوکا جان خودت شنیدی؟ بعد از اینکه آدرین ترکش اصلا حال خوبی نداره

لوکا:می تونم درستش کنم(شما غلط می کنی)

مامان:چند روز فقط از ترک کردنش می گذره ولی مرینت 2 سال پیر تر شده نمی دونم چی بگم برو بالا شاید بتونی آرومش کنی توی این چند رو فقط گریه می کرد و عکس های آدرین و پاره می کرد خب برو بالا

لوکا:مرینت بیام تو

من:برو گمشو حوصلتو ندارم حوصله شما پسرای عوضی دختر بازو ندارم

لوکا:مرینت خواهش می کنم من می خوام کمکت کنم

من:نیازی به کمک تو ندارم حالا گمشو از خونه ما بیرون

لوکا درو باز می کنه و میره تو. موهام به هم ریخته بود همه ریمل هام توی صورتم از بس گریه کرده بودم پخش شده بودن. چند روز بود که صورتمو نشسته بودم و از اتاقم بیرون نرفته بودم.

من:مگه نگفتم گمشو بیرون تو هم مث اون عوضی هستی عاشق یکی دیگه می شی منو ول می کنی حالا گمشو بیرون

ولی لوکا میاد نزدیک تر و کنارم می شینه

خب تا همینجا کشیدم دستم شکست

این داستان ادامه دارد..........

نظرات 5 + ارسال نظر
مرینت شنبه 6 آذر 1400 ساعت 12:46

میشه لطفا پارت بعدی را هم بزارید

فریبا شنبه 27 دی 1399 ساعت 08:31 http://194_84026

خیلی
بدی ادرین مرینت رو ناراحت می کنی
مثلا اون لیدی باگ هست

کت نوار/لیدی باگ سه‌شنبه 20 آبان 1399 ساعت 19:26

تقصیر آدرین چیه حافظشوازدست داده مرینت به آدرین فحش میده به خودش فحش بده که رفت به استادش گفت:

سلام . متاسفانه نویسنده این داستان دیگه توی این وبلاگ نویسنده نیست

پریا چهارشنبه 14 آبان 1399 ساعت 22:28 http://سیدرضی 29

سلام من یک پیام دیدم نوشته لیدی باگ میتونه به من همینجا صحبت کنه

لیدی باگ پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1399 ساعت 12:03

بزار بعدی رو تا بعد از ظهر
به خاطر من به خاطر من خواهش خواهش خواهش خواهش خواهش میکنم

باوش

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد