ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
اینم پارت دوم برو بخون
برگشتم و دسدم آلیا دستشو گذاشته رو شونم
من:هی هی هی هی چرا اینجوری می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟داشتم سکته می کردم
آلیا و همه بچه ها از جمله آدرین:تولدت مبارککککککککککککککککک!!!!!!!!!!!
من:وای بچه ها ممنونم
مامان:عمه جسی و مادربزرگ امسال نیومدن و من هم از بچه ها خواستم تولدتو اینجا بگیرن
من:ممنون مامان ممنون بچه ها
آلیا:این کادوی من و نینویه
من:وای خدای من یک آلبوم کامل از جگد استون ممنون آلیا ممنون نینو
رز و جولیکا اومدن جلو
رز:این هم کادوی ما برای بهترین و مهربون ترین دختر مدرسه
من:وای رز وای جولیکا این یه پوستر از منه ممنونم این خیلی قشنگه
بعد پوستر رو به دیوار اتاقم چسبوندم
آدرین:بیا مرینت گفتم حالا که من طلسم خوش شانسی مرینت رو دارم چرا مرینت طلسم خوش شانسی آدرین رو نداشته باشه؟!
من:آ آ آدرین این یه طلسم خوش شانسیه اونم برای من؟
آدرین:بله مرینت من باید برم محافظم منتظرمه گفتم بیام و تولدت رو بهت تبریک بگم و هدیه ای که با جون دل درست کردم رو بهت بدم
من:اوه خدای من
آدرین:خدافظ
من:خدافظ
اون شب بهترین شب زندگیم بود آدرین یک طلسم خوش شانسی مخصوص من درست کرده باید این موضوع رو جشن بگیرم.
مامان:دخترم بیداری؟
من:بله مامان جون چی کارم داری؟
مامان:دخترم یک نفر می خواد تو رو ببینه منتظرته بگم بیاد بالا؟
من:کیه؟
مامان:بفرمایین بالا دخترم بالاس
اون فرد لوکا بود.
لوکا:سلام مرینت
من:ل ل لوکا مو یعنی تو تینجا چی کار می کنی؟
لوکا:ببخشید جولیکا یادش رفت هدیه من رو بیاره گفتم خودم بیارم تولدت مبارک مرینت
من:ممنون لوکا
لوکا:خب از کیکت به من نمی دی؟
من:اوه چرا حتما بیا اینم دو تا تیکه کیک خوشمزه با دستور پخت ماکارون خودم مامان درستش کرده!!
لوکا:چه خوشمزس خب من دیگه برم
من:نه کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لوکا:چیزی گفتی؟
من:نه فقط گفتم خدافظ
لوکا:خدافظ
وقتی لوکا رفت تیکی اومد بیرون و گفت:هی مرینت چند چندی؟لوکا آدرین یا کت نویر؟
من:تیکی کت نویر فقط همکار منه
تیکی:خب لوکا یا آدرین؟
من:اوه نمی دونم لوکا نه آدرین
تیکی:بازم از اون کیک با دستور پخت ماکارون داری؟
من:ای تیکی بیا این رو برای تو نگه داشته بودم
تیکی:ممنون مرینت
من:تیکی تو بهترینی
فردا وقتی رفتم مدرسه با یه صحنه خیلی غم انگیز مواجه شدم. کاگامی هم تو مدرسه ما بود؟؟؟؟؟؟؟کاگامی کنار آدرین نشسته بود و داشتن با هم آبمیوه می خوردن
من تو دلم:این دختره اینجا چی کار می کنه؟ آدرین مال منه شایدم باید بزارم اونا به هم برسن؟؟؟
لوکا:سلام مرینت
من:اوه لوکا تو هم میای مدرسه؟
لوکا:اون دختره که نشسته کنار اون پسر موطلاییه کیه؟
من:کاگامی
لوکا:خوشگله
این داستان ادامه دارد....
اگر میشه ادامه بده این رمانت رو خیلی دوست دارم بدونم اخرش چی میشه پس زود باش دختر فعالیتت کجا رفته مادر
:
این نویسنده لفت داده
بعدیییییییییی بعدییییییییی بدوووووووووووووووووووووو
لیدی مون رمانت زیاد طرفدار داره